تبلیغات
ثامن گرافیک - سوال : کدام یک از مراجع ولایت مطلقه را قبول ندارند ؟

اللهم عجل لولیک الفرج و حفظ لنا سیدنا امام الخامنه ای حتی یصل فرج مولانا المهدی(عج) اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم

 

سوال : کدام یک از مراجع ولایت مطلقه را قبول ندارند ؟

روزی آیت الله بهجت فرمود: چند نفر از بازاریان تهران به نجف مشرف شدند و جهت پرداخت خمس اموال خود خدمت شیخ انصاری قدس سره رسیدند، وقتی وضع ساده خانه و بی آلایش شیخ را دیدند، آهسته به یکدیگر می گفتند: «این است معنی پیشوا و مقتدا. یعنی علی گونه زیستن، نه مانند ملا علی کنی با خانه بیرونی و اندرونی و با تشکیلات و تشریفات آن چنانی.»

 

شیخ در حال نوشتن بود، و کاملاً به سخنان آنان توجه داشت، نخست کلمه خیلی زننده ای به آنها گفت، سپس فرمود: «چه می گویید؟ من با چند نفر طلبه سر و کار دارم و نیازی به تشریفات بیش از این ندارم، اما آخوند ملا علی کنی با امثال ناصرالدین شاه سر و کار دارد. اگر آن گونه نباشد ناصرالدین شاه به خانه اش نمی رود، آخوند ملا علی این کارها را برای حمایت از دین انجام می دهد.»

 

توی نوشتههای مطرح شده مسائل اشتباه زیادی دیدم که واجب شد مطلب بالا را به علاوه چند تذکر بنویسم.

1- بزرگان دینی هر یک با توجه به احساس مسئولیتی که تشخیص میدهند یا بر دوششان نهاده میشود (توسط اساتید یا امام زمان و با توجه به ظرفیتها و شرایط) اقدام میکنند و این به معنی مخالفت آنان با هم نیست

2- بسیاری از اختلافات ساخته اوهام کم فهم اطرافیان و یا ناآگاهان است

3- فقه مانند هر علم دیگری مقتضی آموختن و تخصص است تا آنجا که ممکن است یک غیر مسلمان نیز بتواند فقیه متبحری شود

4- بازهم فقه مانند علوم دیگر دارای شاخهها و زمینههای تخصصی فراوان است که به صورتهای مختلف میتوان آن را تقسیم بندی نمود مانند: فقه اقتصادی، سیاسی، فردی، عبادات، اجتماعیات و... و حتی هر یک از این شاخهها به زیر شاخههایی تقسیم میشوند

5- تبحر در هر یک از زمینههای فقهی به معنای تبحر در همه زمینهها نیست؛ مثلا ممکن است کسی در زمینه ارث مجتهد باشد اما در زمینه احکام نماز مجتهد نباشد (در این صورت در مورد ارث باید به نظر خودش عمل کند اما در مورد مسائل نماز باید تقلید کند)

6- مرجع باید تا حد امکان در جمیع ابواب فقهی مجتهد اعلم باشد اما اگر این گونه نبود در مسائلی که ایشان اعلم است باید از ایشان تبعیت نمود و در سایر مسائل از مرجع اعلم مربوط به آن مسئله (مثلا در مورد احکام نماز از آقای الف که در این مورد اعلم است و در مورد احکام اقتصادی از آقای ب که در مورد احکام اقتصادی اعلم است)

7- یکی از بزرگترین ایرادات ما این است که وقتی شخصی را قبول داریم او را بی عیب میبینیم و جامع همه صفات کمالیه؛ به عنوان مثال چون شخصی فقیه بزرگی است تصور میکنیم باید متکلم مسلط یا عارف واصل یا فیلسوف اندیشمند یا سیاستمدار زبرهای هم باشد (و شاید این اندیشه به دلیل تجربه ما از شخصیت همه جانبه و کامل امام باشد)(طبق دو شماره بالا مشخص شد که ممکن است فقیهی در عبادات و معاملات و ... مرجع یا حتی اعلم مراجع باشد اما در مورد ولایت و سیاست مرجع نباشد بنابراین باید در این امور نیز به اعلم مراجعه نمود)

8- بسیاری از مسائلی که ما کینه و حقد و نزاع بزرگان تصور میکنیم در واقع اختلافات طلبگی و علمی است

9- بحث ولایت یکی از مباحث ریشهدار فقهی است که با مراجعه به هر کتاب فقهی از ابتداییترین کتب تا امروز میتوان به وضوح حضور آن را مشاهده کرد (در ابواب وظایف و اختیارات فقیه یا ولایت یا سلطان جور یا باب قضاوت یا امر به معروف و یا جهاد و...)(البته در هیچیک از منابع با نام ولایت فقیه نیامده اما در همه آنها شئون ولایتی فقیه و یا وجوب مخالفت با سلطان ظالم آمده است که معنای آن حکومت فقیه است)(برای آگاهی از نظرات بزرگان دینی گذشته در این باره رجوع کنید به این منبع)

10- بعضی از فقها که تعداد آنها به انگشتان یک دست هم نمیرسد اعتقاد به عدم امکان تشکیل حکومت اسلامی پیش از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند (از آن جمله مرحوم خویی)

11- در مورد آیت الله وحید نمی دانم که آیا ایشان هم قائل به این مسئله هستند یا نه؛ چون این مسئله را از منبع موثقی نشنیدهام والله اعلم

12- مراجعی که این نظر را دارند نیز برمبنای هوس خود نمیگویند بلکه آنان نیز به احادیثی استناد میکنند و نظرات مجتهدان دیگر را به صورتهای مختلف توجیه و یا رد میکنند

13- هیچ یک از این مراجع ولایت مطلقه فقیه را لااقل تا آنجا که من میدانم شرک ندانستهاند

14- هیچ یک از مراجع از ابتدای غیبت کبری تا کنون (لااقل تا جایی که من میدانم) قائل به جدایی دین از سیاست نیست زیرا دینی که بنیانگزارانش حکومت تشکیل دادند و بزرگترین ادعایش برقراری عدل و قسط و پایانش با حکومت جهانی است و بیشتر دستورات و احکامش اجتماعی مگر میشود غیر سیاسی باشد؟

15- آیت الله وحید یکی از کسانی بود که در قیام 19 دی قم (در اعتراض به مقاله اهانت آمیز روزنامه اطلاعات در مورد امام خمینی رحمة الله علیه) که نهایتا منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد برای راهپیمایان سخنرانی نمودند

16- آن ولایت مطلقهای که شما در ذهن دارید عین شرک است اما ولایت مطلقه فقیه عین عدل است (شما وعنای ولایت مطلقه را متوجه نشدهاید) (در پاسخ به آن دوست عزیز)

17- مطلقه بدون تشدید! در عبارت ولایت مطلقه فقیه معنای سادهای دارد که با یک مثال برایتان توضیح میدهم؛ آیا اعتبار مرجع تقلید به توضیح المسائل است یا اعتبار توضیح المسائل به مرجع است؟ ما کتاب توضیح المسائل آقای الف را مطالعه کرده و دستورات آنرا انجام میدهیم چون که آقای الف را مرجع و اعلم میدانیم. حال اگر آقای الف به این نتیجه رسید که یکی از فتواهایش باید عوض شود (بنا به علم بیشتر یا مصلحت یا جلوگیری از مفسده یا مقابله با دشمن یا ... ) ما این مطلب را قبول میکنیم چون اعتبار رساله را به مرجع می دانستهایم نه برعکس آن. در عین حال این مطلب به معنی آن نیست که مرجع هر چه دلش بخواهد میگوید زیرا اول اینکه خود او نیز اعتبارش را از جایی دیگر دارد (خدا و پیامبر و معصومین) و لذا باید در این محدوده باشد و دوم اینکه او مرجع است و مرجع کسی است که عدالتش را پذیرفتهایم (یعنی از روی هوس چیزی نمیگوید). ولایت طلقه فقیه یعنی همین. یعنی حکومت مشروعیتش را از فقیه عادل آگاه به سیاست و مدیریت میگیرد نه برعکس و بنابراین اگر زمانی لازم شد تغییری در قوانین به وجود آید رهبری می تواند اینکار را انجام دهد (بی واسطه یا با واسطه)

18- اگر ولایت فقیه مطلقه نباشد (به معنای بالا) و مقیده باشد یعنی فقیه مشروعیتش را از نظام کسب کند آنگاه نظام مشروعیتش را از کجا کسب میکند؟ بنابراین نظام ولایی که در آن ولایت مطلقه نیست اصلا مشروع نیست.

19- از طرف دیگر در صورتی که ولی فقیه از نظام کسب مشروعیت کند در صورت نیاز به تغییر قانون هیچ شخص یا اشخاصی (چه رهبر یا غیر او) به صورت مشروع توان تغییر یا ایجاد قوانین جدید را ندارد (زیرا مشروعیت گیرنده شرعا نمیتواند مشروعیت دهنده را تغییر دهد)

20- مرجع علاوه بر تبحر در فقه شرایط باید دیگری را نیز دارا باشد که از آن جمله است عدالت

21- همانگونه که تبحر در فقه دارای درجاتی است عدالت نیز دارای درجاتی است مثلا هرگز میزان عدالت ذکر شده در مورد شاهد و امام جماعت یکسان نیست و همین گونه است در مورد مرجع تقلید و رهبر جامعه

22- از آنجایی که وظیفه خبرگان رهبری (که همگی مجتهد هستند) تعیین اصلحترین فرد برای رهبری است لذا در حکومت اسلامی ولی فقیه اصلحترین فرد در کل مسائل مورد نیاز رهبری (احتهاد، سیاست، تدبیر، شجاعت، عدالت و...) میباشد

23- اصلح ترین فرد بودن در کل مسائل به معنای اصلحیت در تک تک موارد نیست به عنوان مثال ممکن است کسی از ایشان در فقه اعلمتر باشد اما هیچکس (در همه جهان) در جمیع صفات مورد نیاز ولی فقیه از او برتر نیست

24- عدم اعتقاد به ولایت فقیه تا آنجا که یک نظر شخصی برای مبنای اجتهاد حقیقی دینی باشد برای خود شخص حجت است اما هر ذره بیش از این نه تنها فرد را از عدالت ساقط میکند بلکه به وادی سرپیچی از خداوند میرساند (زیرا طبق نظر علمای شیعه «تبعیت از فقیه تبعیت از امام معصوم، پیامبر و خداست» از طرفی شأن ولی فقیه به سبب وظایفش «حفظ کیان و قوام جامعه اسلامی و اجرای قوانین اجتماعی و حکومتی اسلام» اجل از همه فقها و از طرف دیگر وقتی فقیهی عهدهدار وظیفه اقامه حکومت گردید این وظیفه از عهده سایر فقها ساقط بلکه بر آنها لازم است که در امور حکومتی از اوتبعیت کنند)

25- بسیاری از دلایلی که برای اعلمیت آقای وحید اقامه نمودید هیچ ربطی به اعلمیت در فقاهت ندارد مانند شلوغ بودن درس خارج یا توانایی مناظره یا اهتمام به اهل بیت و...

26- آقای وحید به اعتقاد افراد زیادی اعلم در مراجع هستند اما نه به دلایلی که شما گفتید بلکه به دلیل دانششان (به نظرذ کارشناسان دینی) و تقوایشان

27- در عین حال افراد بسیار دیگری هم مراجع متفاوتی را اعلم میدانند

28- در زمان حیات آقای فاضل بسیاری ایشان را اعلم میدانستند

29- بحث در مورد اعلمیت یک مرجع آن هم در یک فضای عمومی کار بسیار اشتباهی است زیرا نه نویسندگان متخصص هستند و نه خوانندگان و بحثها تنها به جدل و نزاع لفظی و شبهه پراکنی خواهد انجامید. راه شناخت اعلم برای عمومی که توانایی علمی تشخیص اعلم را ندارند رجوع به عالمانی است عادل که این توانایی را دارند. از طرفی مرجع تقلید که کاندیدای انتخاباتی نیست که برایش اینگونه تبلیغ کنیم.

30- بهتر بود بجای این بحث بیهوده که ثمرهای جز شکاف و تفرقه ندارد در مورد نوشتهها، شاگردان، زندگینامه، مراتب علم و تقوی و فضایل و خدمات ایشان به جوانان آگاهی میدادید

31- انقلاب اسلامی و رهبری امام راحل بدون شک بزرگترین اتفاق در دوره غیبت کبری میباشد؛ اتفاقی که زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت است و هرکس بزرگ یا کوچک در برابرش بایستد در حساب نخواهد آمد

32- بیاموزیم که بزرگان را مصادره به مطلوب نکنیم (مانند شخنانی که در مورد ضدنظام بودن آقای بهجت میزدند و پس از رحلتشان کذب آنها مشخص شد «رجوع کنید به خاطرات پسر آقای بهجت از ایشان»)

33- و سخن آخر اینکه امروز جمهوری اسلامی در صف مقدم تبلیغ تشیع در جهان و مبارزه با دشمنان اسلام قرار دارد؛ کاری که در خیالات بزرگان گذشته شیعه هم تقریبا ناممکن بود. مبادا ندانسته دشمن آرزوی هزار و چند ساله شیعه شویم و جاهلانه آب در آسیاب دشمنش بریزیم. این حکومت قابل قیاس با حکومت عدل مولا امیرالمؤمنین نیست. در حکومت علی علیه السلام اشکالات و دزدی و ناامنی و ... وجود داشت آنوقت چگونه انتظار داریم در این حکومت نباشد؟ این نظام مقدس تنها گام برداشتن به سمت قلهایست که به دست صاحب الزمان فتح خواهد شد.

و بدانیم:

دشمن ترین شمنان علی عابدان نادان بودند و حسین را منتظرانش کشتند!!!

 جناب آقای صانعی هم که هیچ

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 خرداد 1390 توسط ثامن گرافیک

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ