تبلیغات
ثامن گرافیک - مناجات بیچارگانی چون من ....

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمه الله

شب نیمه شعبان که رفته بودیم هیئت ، سخنران یه موضوع جالب رو توضیح می داد که یه جاده فرعی هم داشت . حالا...

می فرمود حدیث و روایت داریم ، نیست که ما بلد نیستیم با خدا عشق بازی کنیم ، خدا مارو هی می فرسته پیش واسطه هاش . هرچی ما از خدا دورتر بشیم بیشتر گرفتار این واسطه ها می شیم . مثلا نیست که نمی تونیم با خدا عشق بازی کنیم ، خدا می فرستدمون پیش ائمه . نه اینکه این واسطه ها بدن . نه . اصلا اینطور نیست . حالا درجه ما بازم تنزل پیدا می کنه ، میشه مقام معظم رهبری . باز بیشتر .... . باز تأکید می کنم این واسطه ها اصلا چیز بدی یا نمی دونم چیز موردی نیستن . اما خوب در خونه خدا رفتن کجا و در خونه واسطه برای خدا رفتن کجا . 

گفت یکی از اهل دل . یکی از علما . یه عارف اینجوری بود . توسلاتش رو داشت اما مشکلی ، کاری ... داشت یه راست می رفت در خونه خدا . مثلا جایی بهش ظلمی شد . رفت تو حیات . کنار حوض ، رو به سوی آسمان گفت الهی الیک اشکوه و... که حالا من یادم نیست اما ادامه تعابیرش این بود

خدایا من به تو شکایت می کنم

این چه دنیائیه

این چه امامیه

این چه وضعیه

کجا برم . به کی بگم .

و خدا لذت می برد از یه همچین بنده ای . اینهمه آبرو داشت در خونه خدا...

 

بعضی وقتا اینجوری بریم در خونه خدا . منتها مشکلش اینه که بعدش باید انقدر ایمان داشته باشی که بفهمی تمام این بگیر و بده ها کار خداست و تو و همه واسطه ایت و شکر یادت نره

 

حالا من می خوام از این روش استفاده کنم . اما من انقده ایمان ندارم  . اما میرم..

 

خدایا این چه دنیائیه که برای ما ساختی

این چه زندگیئیه

این چه درسیه

این چه وضع سلامتیه

این چه وضع مالیه

این چه وضع تفریح

این چه وضع رفقاست که ما داریم

همه چیزم ناقصه . همه چیزم عیب داره

خدا یا من به تو گله می کنم

به تو از امام زمانمون

به تو از نفس امارمون

به تو از زندگیمون

به تو از امام رضا گله می کنم

از همه ....

کجا برم . به کی پناه ببرم....

الهی الیک اشکوه

 

اما به همه اینها به داشته و نداشتم هم شکر 

به داده و ندادت شکر

به مهر بانیت . به کرمت . به رحمانیتت و به رحیمیت شکر

زبون من از شکر قاصره . خودت یادم دادی . خودت تو قرآن گفتی

الحمدو الله رب العالمین کما هو و اهله  یعنی ما نمی تونیم شکر کامل کنیم . شکر آنگونه که شایسته توست

الحمدو الله رب العالمین کما هو و اهله 

 

حالا . تمام اینا رو که گفتم مقدمه بود . اون روایت مراسم نیمه شعبان بنده . اون داستان . اون مناجات و شکایات ، همه مقدمه و فرع بود . حرف اصل من یه جمله بود توی اونهمه جمله .

همه چیزم ناقصه . همه چیزم عیب داره

همه اینارو گفتم که اینو بگم

من هیچی نیستم

همه چیز من از توست و من پیش تو هیچم

فقط تویی

تو

تو

.

نتوان وصف تو گفتن كه تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو جستن كه تو در وهم نیایی

نبُد این خلق و تو بودی ، ‌نبود این خلق و تو باشی

نه بجنبی نه بگردی ، نه بكاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی ، همه علم و یقینی

همه نوری و سروری ، همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی ، ‌همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بكاهی ، همه كمّی تو فزایی

احدٌ لیس كمثله، صمدٌ لیس له ضدّ

لِمَنْ المُلك تو گویی كه مر آن را تو سزایی

 

همه چیز تویی و من هیچم

راستش دیگه از ادامه مطلب زبانم قاصره و چیزی ندارم بگم . ادامش رو وصل می کنم به مناجات شاکین امام سجاد علیه السلام :

راه نجاتى از آلام و ناگواریهاى دنیا جز به حفظ تو ندارم

از تو درخواست مى‏كنم به حكمت بالغه و مشیت نافذه‏ات كه مرا جز به معرض جود و احسانت در نیاورى و آماج تیر بلا و فتنه نگردانى

و مرا بر دشمنان نصرت فرما و بر رسوایى و عیوبم پرده دركش و از بلاها حفظ كن

و از گناهان نگاهدار به حق رأفت و رحمتت اى مهربانترین مهربانان عالم.

 

اینارو گفتم که بگم من هیچ امیدی به خودم ندارم

تمام امید من تویی

به مهربانیت ای پروردگار من

 

.....................................................................................

پی نوشت :

*اگر مناجات خمسه عشری نبود ، من و امسال من بیچاره چه می کردند؟

*یا مطلب رو نخونید و یا همشو با هم و به دقت بخونید





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مرداد 1390 توسط ثامن گرافیک

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ