بسم رب الفاطمه 

یا رب الفاطمه بحق الفاطمه اشف صدر الفاطمه بظهور الحجه

سلام علیکم و رحمه الله

هدیه به خانم انسیه حوار ، صدیقه الطاهره ، حضرت فاطمه الزهرا سلام الله

هدیه به خیر المرسلین ، حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم

هدیه به آقا ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمهم الفداه

هدیه به مادر عزیزتر از جانم

شرط دانلودش 14 صلوات بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله است


دانلود با سایز متوسط

دانلود فایل چاپی حجمش حدود 53 مگابایته

***

ای بهشت قرب احمد، فاطمه / لیله قدر محمد، فاطمه / ای سه شب بی قوت و از قوت تو سیر / هم یتیم و هم فقیر و هم اسیر / وحی بی ایثار تو كامل نشد / هل اتی بی نان تو نازل نشد / مدح تو كی با سخن كامل شود / وحی باید بر قلم نازل شود / ای كه در تصویرِ انسان، زیستی / كیستی تو كیستی تو كیستی؟! / از شب میلاد تا آخِر نفس / مصطفی (ص) یك دست را بوسید و بس / آن هم ای دست خدا، دست تو بود / ای برآن لبها و دستِ تو درود/ عقل كل، از كل هستی شد جدا / تا چهل شب كرد، خلوت با خدا / این چهل شب در سرش شور تو بود / بهرِ استقبال از نور تو بود / ای كه از سر تا به پا پیغمبری / بلكه هم پیغمبری هم حیدری / تو، رسول الله (ص) شویت بوالحسن / هر سه یك جانید با هم در سه تن / بس تویی ای عرش حق را قائمه / هم محمد  هم علی هم فاطمه / باید اینجا لب فرو بست از بیان / روز محشر قدر تو گردد عیان / صحنه محشر همه پابست توست / اختیار نار و جنت دست توست / مهر تو روز قیامت هستِ ماست / ریشه های چادرت در دست ماست / روز محشر كار ما با فاطمه است / نقش پیشانی ما یا فاطمه است / از كرامت بر جبین ما همه / ثبت كن هذا محب الفاطمه


 



** میلاد حضرت زهرا سلام الله و روز مادر مبارک **

التماس دعا





برچسب ها: بنر، پوستر، ثامن گرافیک، حضرت فاطمه الزهرا، حضرت فاطمه، فاطمه، حضرت زهرا، زهرا، ولادت حضرت فاطمه الزهرا س، ولادت حضرت فاطمه، پوستر ولادت، پوستر ولادت حضرت فاطمه، بنر ولادت حضرت فاطمه، جشن، ولادت، میلاد، انسیه حورا، صدیقه الطاهره،
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 اردیبهشت 1390 توسط ثامن گرافیک

اللهم عجل لولیک الفرج و حفظ لنا سیدنا امام الخامنه ای حتی یصل فرج مولانا المهدی(عج) اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم

سلام علیکم

مطالبی هست که بیانش رو لازم دیدم . فکر می کنم کم کم همانطور که بزرگان قبلا فرمودند فتنه اکبر در حال بروز و نمایان شدن است . حقیقتا بنده از لابلای بیانات حضرت آقا و خیلی صریحتر در تذکرات و لابلای صحبتهای عمار حضرت آقا ، حضرت آیت الله مصباح و سایر بزرگان دارم به بروز رسیدن واقعه ای رو احساس می کنم . 

خاطرتان باشد در اولین جلسه حضور حجت الاسلام ولمسلمین پناهیان در برنامه دیروز امروز فردا ایشان پس از بیان دیدگاه ها و مطالبشون به نکته بسیار مهمی اشاره کردند ( البته ، هم آقا همان ایام گفته بودند ، هم علما و مراجع و کارشناسان ) و آن هم اینکه ما از اول انقلاب تا دهه اخیر بیشتر دغدغمان مشکلات و تهدیدات خارجی بود یا معلوم الحالهای داخلی که ایشان این موضوع رو به مقابله مومنین با کفار تعبیر کردند . بعد فرمودند فتنه 88 مقابله مومنین با منافقین و حالا کسانی که قبلا در خط بودند و الان راهشان عوض شده بود . اما مطلب حائز اهمیتی که آن موقع خودم هم زیاد درکش نکردم و بهتر می بینمش ، فتنه اکبر یا نزاع و مقابله مومنین با مومنین است . راستش درکش سخت بود و شاید هست که راه مشخص ، چاه هم مشخص ، پس چطور می شود که مومنین با مومنین و اصلا سر چه مقابل هم قرار بگیرند . 

اینجاهاست که اگر دقیق نگاه کنیم خواهیم دید که ولایت باب همچین موضوعیست . اینجاست که علت پافشاری و اهمیت بیانات متعدد آقا درمورد بصیرت به خوبی نمایان میشود .  ولایت پذیری ، ولایت گریزی و عاقبت ولایت ستیزی محورهایی هستند که بعضی بزرگان اشاره کردند اما به عقیده بنده پارو از ولی جلوتر گذاشتن را فراموش کردند . 

همان مقدار که سه مورد اول مهم هستند مورد چهارم هم خطرناک هست

بارزترین نمونه اش همین که حضرت آقا فرمودند این شخصیتی که مورد توجه رئیس جمهور محبوب و ولایتمدارمون قرار گرفته بزرگش نکنید . ایشان همچین چیزی هم نیست اما بعضی از دوستان منتظر نشسته اند ایشان دهان نامبارکشان را باز کنند و فردا است که ... . جالب است که هرچی فکر می کنم می بینم آنها هم همین رو می خواهند .

از بحث اصلی دور نشوم . حقیقتا بنده به این نتیجه رسیده ام که فتنه ای جدید ، فرهنگی و در بین حزب اللهی ها بروز خواهد داد . فکرش رو بکنید خیلی بد است که بر سر راه دوتا دوست ، دوتا بچه حزب اللهی راهشان را از هم سوا کنند . یا مقابل هم قرار بگیرند و یا در اثر افراط و تفریط منحرف شوند .

نکته اصلی اینجاست که باید برای این قضیه خودمان را آماده تر کنیم و دچار غفلت نشیم .

حالا بزرگانی که این هشدارها را داده اند  واکسنی را هم برای مقابله با این قضیه توصیه کردند و آنهم ولایت است . که اگر اجازه دهید گذر کوتاهی به تاریخ بزنم ، بارزترین مصداقهایش اصلا در همین قضیه مختار سقفی است .  آنانهایی که از ولایت جاماندند  سه روز جان و مال و ناموسشان به باد رفت و خود شخصیت مختار در آخر که پایش را از ولی جلوتر گذاشت حرف و نظریاتی هست که معلوم نیست خیلی هم عاقبت بخیر شده باشد اما احادیث بخاطر خدمتش به اهل بیت چیز دیگری می گویند . انشاء الله که عاقبت بخیر شده باشد .

در کل امت حزب الله باید توجه داشته باشد که باید قدم به قدم با ولایت ( این حبل خدا و این نقطه عطف رحمت الهی ) حرکت کنند . با صلاح ایمان توأم با بصیرت . بصیرت و ولایت پذیری همینطور به دست نمی آیند . باید تلاش کنیم . مطلب بخوانیم . کلام بزرگان را پیگیری کنیم . با صاحب نظران و افراد سالم به بحث بنشینیم و هزار دیگر ...

حرف آخر

مبادا نسبت به ولایت کم لطفی کنیم و یا پا را از ولی جلوتر بگذاریم که عاقبتش پشیمانیست . انشاءالله که سربلند باشیم .

                                          والسلام

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط ثامن گرافیک

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر وجعلنا من اعوانه و انصاره

سلام علیکم و رحمه الله

سوالی پیش میاد که جامعه دینی نداریم یا حجاب یا ....؟

متأسفانه امروز شاهد هستیم که وضعیت حجاب و عفاف در سطح جامعه حالت مشمئز‌ کننده و درد آوری به خود گرفته است

از همه بدتر استانهای گرمسیر خصوصا کلان روستای اهواز که به عقیده بنده این شهرستان داری رتبه دوم در فساد و بی بند و باری در کشور است . جالب اینجاست که در این شهر هیچ اثری از حتی تذکر لسانی چه از جانب مردم و چه از جانب مسئولین (که اصلا معلوم نیست کیست) نیستیم . نمی دانم بگویم مردم وانمود می کنند که بد حجابی و بی بندوباری برایشان حل شده است یا تلاش می کنند خود را در این منجلاب به نام تغییر زمانه و اوضاع حل کنند

هر هفته خطبای جمعه تذکر می دهند و از دولت مطالبه می کنند (و هیچ اقدام موثری انجام نمی دهند غیر از همایشهای تشریفاتی و...) و علما بر بالای منبرها داد و متدینین فریاد اما هیچ که هیچ ....

متأسفانه هیچ کس خود را مسئول نمی بیند

هر کس برای خود خدایی ساخته و آنگونه که خود فکر می کند نسبت به او عمل می کنند .

الان وضعی شده که وقتی به نوجوانان و جوانان نگاه می کنم ، انقدر ذهنشان گرم عیشو نوشو  بازیو  بی بندو باریهایی شده که خود هم نمی فهمند و اصلا نه اینکه درد دین ندارند ، انگار اسلام ندارند . در مبحث دین یک نوجوانان 15 ساله با یک بچه یک ساله تفاوت چندانی ندارد . اصلا خانواده ها هیچ احساس تکلیفی نسبت به اعتقادات فرزندان ندارند و تمام هم و غمشان پیشرفتهای مادی و آمال و آرزوهای دنیاییست . کمی که از این رده سنی بالاتر می آییم چهره ی اسلامهای رنگی را می بینیم ووو.... 

دولت : فقط شعار

علما : فقط تذکر و چشم غره

مردم  : حاکمیت

سیستم آموزشی : کاملا بی محتوا ، غلط و ضد ارزشی

رسانه ها و صدا و سیما که دیگر شورش را در آورده اند

مذهبی ها : تماشا ، انزوا

آخر این که نشد جامعه اسلامی!

پس خون شهدا چه؟! جانبازان و خانواده شهدا چه؟!

چه کسی مسئول است؟!

چاره چیست؟!

اکنون بی شباهت به آندلس نشده ایم .

دین مردم ، پاکی جامعه ، امنیت جامعه ، وحدت و یکدستی و یکدلی جامعه ، رفاه و خیلی چیزهای دیگر مردم به این سبب به خطر افتاده است

ما باید امر به معروف و نهی از منکر ، این واجب الهی را احیا کنیم . مردم باید این واجب الهی را احیا کنند . دولت باید به وظیفه اش در این رابطه عمل کند . امر به معروف در درجه اول وظیفه حکومت است. البته وظیفه مردم هم هست ولی وظیفه حکومت سنگین‌تر است ؛ آن هم به واسطه اینکه قدرت در دست حکومت است.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود : «ویل للمومن الذی لادین له» یعنی وای بر مؤمنی که دین ندارد . مومنی که دین ندارد کیست ؟ فرود: «الذی لاینهی عن المنکر» کسی که اگر منکرات را در جامعه دید به آن بی‌اهمیت باشد . یعنی به نصف دین ایمان دارد و به نصف دیگر آن ایمان نیاورده است .

در جایی دیگر امام سجاد (ع) می‌فرماید : کسی که امر به معروف و نهی از منکر نکند مانند کسی است که کتاب را پشت سر خودش پرت کرده باشد . و اینجا مراد از کتاب ، کتاب الله است .

از اول انقلاب اسلامی هرجا که دولتها دست به اقدامی زده اند مردم کمک کرده اند ، صبر کرده اند ، یاری داده اند ؛ حالا چه شده که فکر می کنند مردم یاری نمی کنند . چه کسانی ، چه دستهایی مانعند . دشمنان از داخل هجوم آورده اند . با فکرهای مسموم  . با ابزار فاسد . با قدرت سود جویان و منافقان داخلی . با رسانه فاسد و جاهل . با قلمهای مسموم . با مسئولین بی قید و خدا نشناس و...(در موارد بالا جمع نبستم و مصداق بودند)

دولت همت کند . مردم همت کنند . لطف خدا شامل حال خواهد بود .

تنها امیدمان به لطف خداوند تعالاست و عنایت و دعای مولایمان ولی الله الاعظم حضرت مهدی (عج) است که انشاءالله بیشتر شامل حالمان شود

امیدمان این است که مردم بیدارند و می فهمند اما منتظر یک حرکتند

امیدمان به مقام عظمای ولایت است که این مهم دغدغه همیشگیشان بوده و همیشه از ما مطالبه کرده اند

این حقر از کلیه دوستان و جهادگران سایبری خواهشمندم تکلیف است تا ریشه کنی این بیماری از کشور مسرانه و به جد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را پیگیری کنیم

اگر هنر داریم در این راه

اگر قلم داریم در این راه

اگر طرح داریم در این راه

ووو....

این راه ابا عبد الله الحسین (ع) است . راه بی بی فاطمه زهرا (س) ، را عمه سادات زینب (س) است . رفقا بیایید زینب وار کاری حسینی کنیم .... 

بسم الله الرحمن الرحیم

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 توسط ثامن گرافیک
یا رب الزینب بحق زینب اشف صدر الزینب بظهور الحجه

دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت

نماز خواند و سجده‌اش را طـــــــولانی کرد

، ســـــــــپس برخاست و سوار شد و تا آن

وقت جســـــــــد «حرمله»، به ذغال تبدیل

شده بود

به گزارش مشرق، شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد: منهال بن عمرو (از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است) گوید: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود:

«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار؛ خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.»

آری، گرگ‌صفتان کربلا، هرکدام جنایتی بزرگ و فراموش‌ناشدنی مرتکب شده بودند، اما از نفرین امام سجاد(ع) معلوم می‌شود، هیچکس به اندازه حرمله، دل امام و اهل‌بیت(ع) را به درد نیاورده بود.

ابومخنف از امام باقر نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین کرد و فرمود: «...و انتقم لنا من هولاء الظالمین؛ خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.» (1)

«حرمله» دستگیر می‌شود

منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قتله کربلا بود و من قبلاً با او رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم. او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار نمودم، گویا به مأموریتی می‌رفتند، تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا حال به دیدن ما نیامدی؟ و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟ و ما را در قیاممان همراهی نکردی؟!

منهال، گوید: به او گفتم امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم. آنگاه همراه او به راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم مختار، در انجا ایستاد و گویی منتظر است و به نقطه‌ای می‌نگریست و به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه «حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همچنان آنجا ماند. دیری نپائید که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ای امر بشارت، «حرمله» دستگیر شد. وعده‌ای، فردی را کشان کشان به نزد مختار آوردند. آری خودش بود، حرمله قاتل دلسنگ علی‌اصغر و جانی حادثه کربلا.»

مجازات «حرمله»

تا چشم مختار به قیافه وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «الحمدلله الذی مکننی منک؛ خدای را شکر که به چنگ افتادی!» و بلافاصله فریاد زد: «جلّاد! جلّاد! (2) جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمائید قربان.»

مختار دستور داد: اول دو دوستش را بزن.

جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی که با یکی کمان را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یکبار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار، قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود. آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد.) سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجراء کرد. جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.

منهال گوید:

من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم «سبحان‌الله!» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟! گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی بن الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید، من جواب گفتم: که هنوز زنده است. دیدم، امام(ع) دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و دوبار فرمود: «خدایا، سوزش شمشیر بر او بچشان و خدایای سوزش آتش را بر وی بچشان.»

مختار، با حالت تعجب پرسید: راستی تو خودت از امام این را شنیدی؟!

گفتم: آری، به خدا سوگند از خودش شنیدم.

منهال، می‌گوید: دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانی کرد، سپس برخاست و سوار شد و تا آن وقت جسد «حرمله»، به ذغال تبدیل شده بود، با هم به راه افتادیم تا به محله خودمان نزدیک خانه‌ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمائید و برای رفع خستگی چند لحظه‌ای به منزل من تشریف بیاورید و تغیر ذائقه‌ای بدهید و چیزی میل بفرمائید.

روزه شکر

مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را بدست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می‌کنی؟ خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم (3) و «حرمله» هموست که سر بریده حسین(ع) را حمل می‌کرد. (4)


1- تاریخ طبری، ج 5، ص 448

2- در بعضی نسخه‌ها: «جزار» دارد که به همان معناست.

3- از این روایت معلوم می‌شود که تا آن ساعت روز، مختار چیزی نخورده بود و می‌شود روزه مستحبی را نیت کرد.

4- امالی شیخ طوسی؛ بحارالانوار، ج 45، ص 232-233، چ بیروت؛ رجال کشی و مناقب ابن شهرآشوب؛ کشف الغمه؛ محجه البیضاء فی کاشانی، ج 4، ص 241


منبع : خبر گزاری مشرق





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 توسط ثامن گرافیک
بسم الله الرحمن الرحیم

یا حمید بحق محمد ؛ یا عالی به حق علی ؛ یا فاطر بحق فاطمه ؛

یا محسن بحق حسن ؛ یا قدیم الاحسان بحق حسین

اللهم اشف کل مریض

سلام علیکم و رحمه الله

امشب دیداری داشتیم با یکی از جانبازان جبهه و جنگ(نــعمت الله اناری زاده)

که متأسفانه مدتـیست که در وضع خوبی بسر نمی بره و بدن وی بی حرکت و

فلج شده.ایشون یکی از کـــسانی بودند که همون اول جنگ با دست خالی به

خرمــــــــــشهر رفتند و فرمانده گردان ایمان بودند .

رفقا ازتون برای سلامتی این رزمنده شجاع و به فرمـایش آقامون برای این ولی

نعمتمون التماس دعا دارم .

براتون عکس این جانباز و فایل صوتی صحبتهای این ولی نعمتمون و هـمرزمش

رو گذاشتم



دانلود فایل صوتی





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 توسط ثامن گرافیک
(تعداد کل صفحات:5)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]  

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات